از تمام رمز و رازهاي عشق
جز همين سه حرف
جز همين سه حرف ساده ميان تهي
چيز ديگري سرم نمي شود
من سرم نمي شود
ولي
راستي دلم كه مي شود......!
|
از تمام رمز و رازهاي عشق جز همين سه حرف جز همين سه حرف ساده ميان تهي چيز ديگري سرم نمي شود من سرم نمي شود ولي راستي دلم كه مي شود......!
+ نوشته شده توسط آن یکی در پنجشنبه 30 فروردین1386 و ساعت
12:58 |
آواز عاشقانه ما در گلو شكست حق با سكوت بود ‘صدا در گلو شكست ديگر دلم هواي سرودن نمي كند تنها بهانه دل ما در گلو شكست سربسته ماند بغض فروخورده دلم آن گريه هاي عقده گشا در گلو شكست اي داد كس به داغ دل باغ دل نداد اي واي هاي هاي عزا در گلو شكست آن روزهاي خوب كه ديديم خواب بود خوابم پريد و خاطره ها در گلو شكست «بادا» «مباد» گشت و «مبادا» به باد رفت «آيا» ز ياد رفت و «چرا» در گلو شكست فرصت گذشت و حرف دلم ناتمام ماند نفرين و آفرين و دعا در گلو شكست تا آمدم كه با تو خداحافظي كنم بغضم امان نداد و خدا...درگلو شكست كاش مي شد به گذشته برگشت و خيلي از كارها را نكرد يا كرد.افسوس كه پشيماني سودي نداره.افسوس كه بعضي اشتباهات جبراني نداره.افسوس كه .....اي خدا......
+ نوشته شده توسط آن یکی در جمعه 17 فروردین1386 و ساعت
22:10 |
كنار جاده نشسته ام راننده چرخي را عوض مي كند ازآنجا كه مي آيم دل خوشي ندارم به آنجا كه مي روم نيز ميل چنداني ندارم پس چرا بي صبرانه به عوض كردن چرخ نگاه مي كنم؟
+ نوشته شده توسط آن یکی در پنجشنبه 16 فروردین1386 و ساعت
16:42 |
بي حضور ما نمايش با شكوه زندگي چيزي كم داشت
و آن تمامي نمايش بود آمده ايم تا بازيگرخوب صحنه زندگي باشيم عشق مجال اين بازي خوب را فراهم مي آورد. + نوشته شده توسط آن یکی در سه شنبه 14 فروردین1386 و ساعت
21:53 |
سال جدید شروع شد و زندگی جدید و فرصت دوباره ای برای زیستن....
عبور باید کرد..... و من مسافرم ای بادهای همواره + نوشته شده توسط آن یکی در جمعه 10 فروردین1386 و ساعت
15:4 |
|
|