نگو نامهربان بودیم و رفتیم
دلیل بهتری پیدا کن ای دوست
بگو با دیگران بودیم و رفتیم
پی نوشت: نمی دونم شاعرش کیه.شرمنده
|
نگو بار گران بودیم و رفتیم
نگو نامهربان بودیم و رفتیم دلیل بهتری پیدا کن ای دوست بگو با دیگران بودیم و رفتیم پی نوشت: نمی دونم شاعرش کیه.شرمنده + نوشته شده توسط آن یکی در چهارشنبه 21 فروردین1387 و ساعت
10:24 |
دوستي دارم كه وقتي كسي ازش مي پرسه چرا ازدواج نمي كني ؟ مي گه : آنرا كه بدو رايم هست بدو راهم نيست و آنرا كه بدو راهم هست بدو رايم نيست
حالا اين شده حكايت من.آدم نمي دونه بايد چكار كنه. + نوشته شده توسط آن یکی در دوشنبه 19 فروردین1387 و ساعت
8:25 |
ای خوش آن خسته که از دوست جوابی دارد
+ نوشته شده توسط آن یکی در یکشنبه 11 فروردین1387 و ساعت
9:28 |
دوستی گفت: صبر کن زیرا که صبر کار تو خوب و زود کند آب رفته به جوی باز آرد کارها به از آنچه بود کند گفتم:گر آب رفته به جوی بازآرد مــــاهــــی مـــرده را چـــه ســـود کــــــند پی نوشت:این مطلب را در وبلاگ دوستم تمدن خواندم اینجا نوشتم که شما هم بخوانید! + نوشته شده توسط آن یکی در سه شنبه 21 اسفند1386 و ساعت
9:4 |
خیلی وقت پیش یه "اس ام اس" واسم اومد که پاکش نکردم
این روزا که دارم سعی می کنم از داغونی در بیام و جراحتهای پرت شدن از بلندترین قله بی معرفتی دنیا رو پشت سر بذارم دوباره اونو خوندم . به نظرم جالب اومد. گفتم شماها هم بخونید و راجع بهش نظر بدین. بعضی عشقا مثل حضرت نوحه یعنی بعضی ها از ترس طوفان میان پیشت بعضی عشقا مثل حضرت ابراهیمه یعنی باید همه چیزتو قربونی کنی بعضی عشقا مثل حضرت عیسا آخرش به صلیب می کشنت بعضی عشقا مثل حضرت موسی است که تا دور می شی یه گوساله می یاد و جاتو می گیره. وای به اون عشقی که همه نوعش با همه؛ یعنی بعد اینکه تو قلبت به یکی پناه می دی و همه چیزتو به پاش می ریزی نه تنها به صلیب می کشتت بلکه تا روتو بر می گردونی یه گوساله جاتو می گیره .
+ نوشته شده توسط این در پنجشنبه 16 اسفند1386 و ساعت
22:39 |
دیشب وقتی شنیدم علی دایی سرمربی تیم ملی شده نزدیک بود از تعجب شاخ دربیاورم چند روز قبلش که مامانم می گفت دایی ممکنه سرمربی بشه بهش می خندیدم و می گفتم نه بابا تا وقتی کسی مث قطبی هست که نوبت به دایی که تازه یک فصل و نیم که مربی شده نمی رسه اما غافل از اینکه تو این مملکت گل و بلبل هیچی بعید نیست .
خلاصه اینکه ردای مربی گری تیم ملی تن دایی رفت و با شیرر مقایسه شد و همه در یک چرخش ۱۸۰درجه ای افتخارات دایی را یادآوری کردند و آن روزهایی را که به خونش تشنه بودند فراموش کردند. با این حال امیدوارم علی دایی بتونه موفق بشه و ما رو به جام جهانی ببره هرچند که ..........ای بابا بی خیال پرسپولیس رو عشق است پی نوشت:قطبی دوست داریم + نوشته شده توسط آن یکی در دوشنبه 13 اسفند1386 و ساعت
10:1 |
مربی های فوتبال با همه تفاوتاشون تو یه چیز مشترکن و اون اینکه اهمیت تمرینهای درست و حسابی و بازیهای تدارکاتی رو می دونن
حالا منم احتیاج به یه بازی تدارکاتی دارم.اما نمی دونم حریف باید مثل سوریه و کویت باشه و ببرمش و روحیه م بره بالا یا مث تیمهای اروپایی یا آمریکای جنوبی باشه و به سختی باهاش دست و پنجه نرم کنم؟ دوستم می گه بهتره حریف ضعیف باشه تا بتونی تمرینات رو تو زمین پیدا کنی و تجربه ت بیشتر شه و گرنه با حریف قوی اگه ببازی دیگه واسه همیشه کم می یاری و نمی تونی خودتو جمع و جور کنی و هیچ وقت تو چیزایی که یاد گرفتی مسلط نمی شی. دوستم یه چیز دیگه هم می گه و اون اینکه نباید حریف رو دوست داشته باشی چون ممکنه حواست پرت شه و بهش ببازی واقعا باورش سخته که یه بازی تدارکاتی اینقدر دردسر داشته باشه (بعد اون وقت من همش به جون فدراسیون غر می زنم.) + نوشته شده توسط آن یکی در یکشنبه 5 اسفند1386 و ساعت
10:20 |
دستی به شانه ام زدی که تنهاییم را تکانده باشی
به چه دل خوش کرده ای ؟ تکاندن برف از شانه های آدم برفی ؟! + نوشته شده توسط آن یکی در جمعه 5 بهمن1386 و ساعت
16:50 |
شدم ضرب المثل دوست و آشنا همه وقتی بهم زنگ می زنن بعد سلام، می پرسن خوب چه کار کردی؟ حالا می فهمم که داستان" عقل می گفت برو- دل می گفت بمان " چی بوده هر روز دو هزار بار تصمیم می گیرم و تصمیمم رو عوض می کنم نتیجه اش اینه که هیچ تصمیمی نمی گیرم! آخه اگه فرمون زندگیمو به عقل بدم با دلتنگیهام چه کنم؟؟؟ اینقدر دامن خدا، پیغمبر و ائمه را چسبیدم که نگو اما دریغ از نتیجه کاش یه نفر بهم می گفت باید چه کار کنم..................... + نوشته شده توسط این در سه شنبه 2 بهمن1386 و ساعت
18:9 |
|
|