نگو نامهربان بودیم و رفتیم
دلیل بهتری پیدا کن ای دوست
بگو با دیگران بودیم و رفتیم
پی نوشت: نمی دونم شاعرش کیه.شرمنده
|
نگو بار گران بودیم و رفتیم
نگو نامهربان بودیم و رفتیم دلیل بهتری پیدا کن ای دوست بگو با دیگران بودیم و رفتیم پی نوشت: نمی دونم شاعرش کیه.شرمنده + نوشته شده توسط آن یکی در چهارشنبه 21 فروردین1387 و ساعت
10:24 |
دوستي دارم كه وقتي كسي ازش مي پرسه چرا ازدواج نمي كني ؟ مي گه : آنرا كه بدو رايم هست بدو راهم نيست و آنرا كه بدو راهم هست بدو رايم نيست
حالا اين شده حكايت من.آدم نمي دونه بايد چكار كنه. + نوشته شده توسط آن یکی در دوشنبه 19 فروردین1387 و ساعت
8:25 |
ای خوش آن خسته که از دوست جوابی دارد
+ نوشته شده توسط آن یکی در یکشنبه 11 فروردین1387 و ساعت
9:28 |
دوستی گفت: صبر کن زیرا که صبر کار تو خوب و زود کند آب رفته به جوی باز آرد کارها به از آنچه بود کند گفتم:گر آب رفته به جوی بازآرد مــــاهــــی مـــرده را چـــه ســـود کــــــند پی نوشت:این مطلب را در وبلاگ دوستم تمدن خواندم اینجا نوشتم که شما هم بخوانید! + نوشته شده توسط آن یکی در سه شنبه 21 اسفند1386 و ساعت
9:4 |
دیشب وقتی شنیدم علی دایی سرمربی تیم ملی شده نزدیک بود از تعجب شاخ دربیاورم چند روز قبلش که مامانم می گفت دایی ممکنه سرمربی بشه بهش می خندیدم و می گفتم نه بابا تا وقتی کسی مث قطبی هست که نوبت به دایی که تازه یک فصل و نیم که مربی شده نمی رسه اما غافل از اینکه تو این مملکت گل و بلبل هیچی بعید نیست .
خلاصه اینکه ردای مربی گری تیم ملی تن دایی رفت و با شیرر مقایسه شد و همه در یک چرخش ۱۸۰درجه ای افتخارات دایی را یادآوری کردند و آن روزهایی را که به خونش تشنه بودند فراموش کردند. با این حال امیدوارم علی دایی بتونه موفق بشه و ما رو به جام جهانی ببره هرچند که ..........ای بابا بی خیال پرسپولیس رو عشق است پی نوشت:قطبی دوست داریم + نوشته شده توسط آن یکی در دوشنبه 13 اسفند1386 و ساعت
10:1 |
مربی های فوتبال با همه تفاوتاشون تو یه چیز مشترکن و اون اینکه اهمیت تمرینهای درست و حسابی و بازیهای تدارکاتی رو می دونن
حالا منم احتیاج به یه بازی تدارکاتی دارم.اما نمی دونم حریف باید مثل سوریه و کویت باشه و ببرمش و روحیه م بره بالا یا مث تیمهای اروپایی یا آمریکای جنوبی باشه و به سختی باهاش دست و پنجه نرم کنم؟ دوستم می گه بهتره حریف ضعیف باشه تا بتونی تمرینات رو تو زمین پیدا کنی و تجربه ت بیشتر شه و گرنه با حریف قوی اگه ببازی دیگه واسه همیشه کم می یاری و نمی تونی خودتو جمع و جور کنی و هیچ وقت تو چیزایی که یاد گرفتی مسلط نمی شی. دوستم یه چیز دیگه هم می گه و اون اینکه نباید حریف رو دوست داشته باشی چون ممکنه حواست پرت شه و بهش ببازی واقعا باورش سخته که یه بازی تدارکاتی اینقدر دردسر داشته باشه (بعد اون وقت من همش به جون فدراسیون غر می زنم.) + نوشته شده توسط آن یکی در یکشنبه 5 اسفند1386 و ساعت
10:20 |
دستی به شانه ام زدی که تنهاییم را تکانده باشی
به چه دل خوش کرده ای ؟ تکاندن برف از شانه های آدم برفی ؟! + نوشته شده توسط آن یکی در جمعه 5 بهمن1386 و ساعت
16:50 |
شور به پا می کند خون تو در هر قیام پیر غلام تو کسیت ؟ عشق علیه السلام + نوشته شده توسط آن یکی در یکشنبه 30 دی1386 و ساعت
23:42 |
من نباشم کی تو رویا موهاتو ناز می کنه؟
کی با بالهای شکسته با تو پرواز می کنه؟ راست بگو، من که نباشم اخمای پیشونیتو کی می یاد دونه دونه با حوصله باز می کنه؟ من نباشم کی می یاد ناز نگاتو میخره کی می یاد دنبال تو، تو رو به خورشید ببره؟ کی می گه حقا همیشه با تو واسه خاطر تو، کی می ره پشت پتجره من اگه نباشم کی واسه همیشه تو رو می پرسته؟ کی برات می میره؟کی نمی شه خسته؟ کی تو رو می ذاره روی دو تا چشماش کی اگه نباشی می گیره نفسهاش؟ من اگه نباشم.....................
+ نوشته شده توسط این در جمعه 21 دی1386 و ساعت
12:35 |
مهدی عزیز از حال "این" پرسیده و من وظیفه خودم دونستم که در این پست به جای آه و ناله های همیشگی ام از "این "صحبت کنم.دوست عزیزم که وجودش باعث شد محیط ناخوشایند دانشگاه را تحمل کنم و در کنارش لحظه های خوبی را تجربه کنم.این عزیزم مدتی است که دل نگران یک انتخابه و نمی تونه تصمیم قطعی بگیره براش دعا می کنم که اون چیزی که به نفعشه براش اتفاق بیفته .دیگه اینکه ما باید کارای پایان نامه مون رو انجام بدیم و من راستش حال هیچ کاری رو ندارم .به جاش دارم زبان می خونم و ای بفهمی نفهمی یه کمی راه افتادم و از i am a windows !!! یه ذره جلوترم.ای وای می خواستم از این حرف بزنم باز از خودم گفتم چه می شه کرد خودخواهی که شاخ و دم نداره .فعلا.....
+ نوشته شده توسط آن یکی در سه شنبه 4 دی1386 و ساعت
12:24 |
|
|